محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6215
تاريخ الطبرى ( فارسي )
سپاهيان دليرى كه با وى بودند مردم را از زندان زنان بداشتند . ابو مالك گماشتهء پل شرقى به ممانعت آنها پرداخت كه او را زخمى كردند و دو اسب از آن ياران وى را نيز زخمى كردند كه وارد خانه خويش شد و آنها را واگذاشت كه آنچه را در جايگاه وى بود به غارت بردند ، ( 337 سپاهيان طبرى به آنها حمله كردند و پسشان راندند تا از درها برونشان كردند و آن را ببستند . جمعى از آنها برفتند ، آنگاه محمد بن ابى عون سوى آنها عبور كرد و مقررى چهار ماهه سپاهيان را تعهد كرد كه بر اين قرار برفتند . ابن طاهر بگفت تا همان روز مقررى دو ماههء ياران ابن جهشيار را بدهند كه بدادند . آغاز قصد ابن طاهر به خلع مستعين و بيعت با معتز در اين روزها ابو احمد پنج كشتى آرد و گندم و جو و علف و كاه سوى ابن طاهر فرستاد كه به دو رسيد . و چون روز پنجشنبه شد ، چهار روز رفته از ذى حجه ، مردم قصد ابن طاهر را كه خلع مستعين و بيعت با معتز بود بدانستند . ابن طاهر سرداران خويش را به نزد ابو احمد فرستاد كه با وى براى معتز بيعت كردند كه به هر يك از آنها چهار خلعت داد . عامه گمان بردند كه صلح با اجازهء خليفه مستعين رخ نموده و معتز وليعهد اوست . قيام عامه و يارى مستعين بر ضد ابن طاهر و چون روز چهارشنبه شد رشيد پسر كاوس كه بر باب السلامه گماشته بود با سردارى به نام نهشل پسر صخر و عبد الله بن محمود برون شد و كس بنزد تركان فرستاد كه قصد دارد به نزد آنها شود و با آنها بباشد . نزديك هزار سوار از تركان بنزد وى